السيد حيدر الآملي
20
تفسير المحيط الأعظم والبحر الخظم في تأويل كتاب الله العزيز المحكم
داده است ، زيرا از عبارت عثمان يحيى بر خلاف اظهار كربن معلوم است كه أو آن نسخه تفسير را از نزديك ومستقيم مشاهده نكرده است ، وتمام اظهاراتش مستند به گفتار جناب حاجى آقا بزرگ تهرانى است . ونيز بر خلاف اظهار جناب عثمان يحيى از صريح فرمايش ذريعة معلوم مىشود كه آن نسخه يك جلد بيشتر نيست . امّا نسخه دوّمى كه در كلمات جناب عثمان يحيى به آن اشاره شده است ، شايد نسخه اى باشد كه فعلا در كتابخانه مزبور آن نسخه موجود است البتّه أصل آن نيست بلكه ( عكس ) آن است ، در دو مجلَّد است ، جلد اوّل قسمت سورهء حمد وجلد دوّم قسمت مقدّمات است . اين نسخه از روى نسخه مؤلَّف كه در دست است نوشته شده است ، تمام إشكالات موجود أصل يعنى نسخه مؤلَّف در آن نسخه هم منعكس بوده ووجود دارد ، علاوة خود آن نسخه هم إشكالات عديده اى مخصوص به خودش را دارد ، از جمله اينكه سقط فراوان دارد ، وصفحات درهم بوده وغلط هم زياد دارد ، وعلاوة در مواردى كه كاتب نتوانسته كلماتي را از خطَّ مؤلَّف بخواند جاى آن كلمات را خالي گذاشته وكتابت را ادامه داده است . توصيف تفسير المحيط الأعظم در بيانات مؤلَّف ومقايسهء آن با قرآن كريم وكتاب فصوص الحكم جناب سيّد حيدر آملي در دو مورد از كتابهاى خويش : مقدّمات نصّ النصوص ، ومقدّمهء أوّل از مقدّمات هفتگانه تفسير در بارهء كتاب تفسير خود سخن گفته است ، از آنجا كه بهترين توصيف براي تفسير بيان خود مؤلَّف خواهد بود كلمات ايشان را ذيلا مىآوريم : أمّا آنچه كه در مقدّمه اوّل تفسير ( همين جلد ) بيان داشته است نيازى نيست در اينجا تكرار گردد ، به أوّل متن همين مجلَّد مراجعه گردد . وأمّا توصيف مؤلَّف براي تفسير در مقدّمات نصّ النصوص ، در ص 12 ميفرمايد :